كتر خيري - شیرین
یکی از خواننده های زن مصری که طرفداران زیادی توی ایران داره و ترانه های بسیاری زیبای هم خونده شیرین احمد هست. یکی از زیباترین ترانه هاش رو هانی جان امروز برامون در نظر گرفته به اسم کثیر خیری .
دوستانی که مثل من استار اکادمی رو دنبال می کنن حتما یادشون هست که استار آکادمی 7 با همین ترانه و اجرای اون توسط رحمه آغاز شد که بنوعی برای علاقمندان به استار آکادمی یه تجدید خاطره ای هم هست.
دانلود ترانه صوتی : كتر خيري
دانلود کلیپ تصویری : كتر خيري
دانلود کلیپ موبایل : كتر خيري
الاغنيه : كتر خيري
معني : خداوند انسان هايي مثل من را زياد کند
المغنيه : شيرين
آلبوم : حبيت
کشور: مصر
لهجه ي ترانه : مصري
ترجمه از : هانی جان
تقدیم به : همه طرفداران شیرین
آرشیو مطالب و ترجمه ترانه های شیرین
انا مش مبينالوا انا ناويالوا على اية
من هرگز به اون نشان نمي دهم که چه تصميمي مي خواهم در مورد عشق او بگيرم
ساكتة ومستحلفالوا ومش قيلالو ساكته لية
خاموش باقي مي مانم زيرا خواهان اين هستم که انتقام تمام اشک هايي که ريختم را بگيرم ولي به او علت اين سکوت خود را نخواهم گفت
مستحلفالوا در معناي لغوي به معناي اين است که در مورد او سوگند خورده است که در ترجمه ي ترانه اينگونه بيان مي شود که خواننده قسم خورده است که انتقام تمام آزارها را از معشوق بگيرد
خلية يشوف بعنية اية اللى ناويه علية
مي خواهم او با چشمان خود ببيند که من چه تصميمي در مورد عشق او گرفته ام
هخليه يخاف من خيالوا لما اغيب يوم عن عنية
کاري خواهم کرد که او هميشه در ذهن خود ترس از جدايي داشته باشد اگر که من لحظه اي از او دور شوم
كثر خيرى انى قابلته واستحملته يا قلبى زمان
خداوند عاشقاني مثل من را بيشتر کند زيرا من در گذشته زماني که او را ملاقات کردم رنج ودرد زيادي از عشق او کشيدم ولي هميشه در برابر او شکيبا بودم
يجى عليا واعديها ويسوق فيها معايا كمان
به سراغ من مي آيد و من او را مي بخشم ولي بار ديگر من را با حرفهاش آزار مي دهد
يسوق فيها در ترجمه ي لغوي به معناي رانندگي کردن مي باشد ولي اين يک ضرب المثل در عربي مي باشد
به معناي امر کردن و يا آزار دادن و از سادگي کسي سواستفاده کردن
من كتر عمايله بقوله كفاية
به او مي گويم بهتر است دست از اين کارهايي که در عشق ما انجام مي دهد بردارد زيرا
انا وانت بقينا خلاص للناس سيرة على كل لسان
من و او باعث شديم که مردم تنها در مورد عشق نافرجام ما حرف بزنند
هيجينى عشان يراضينى هقول على عينى مانستغناش
زماني که به سراغ من مي آيد تا دوباره من را قانع کند که او را دوست داشته باشم به او مي گويم چشم , دوباره قلبم را به تو واگذار مي کنم
وهسبيوا يجرب مرة علشان تانى مرة مايعملهاش
ولي با ديدن کارهايش دوباره او را ترک مي کنم تا درسي به او بدهم که بار ديگر کارهاي ناپسند خود را تکرار نکند
وبناقص عندي بعنده وبعدي ببعد
آنچه که در من نمي توان يافت را در او مي شود پيدا کرد و هر زمان که از من دور شود من نيز او را ترک مي کنم
ونجى على بعد خلاص
و بعد از مدتي دوباره به سوي يکديگر باز مي گرديم
يارجعنا يامرجعناش
تنها خدا مي داند که ما چند بار از يکديگر جدا شده ايم و چند بار دوباره به آغوش يکديگر باز گشتيم
بگذار که هر چند وقت يکبار به دنبال من بگردد و البته نخواهد توانست من را بيابد
خليه يتعب شويه ويحلم بيا ومايشوفنيش
بگذار که کمي در راه عشق من خسته شود و روياي با من بودن را در سر بپروراند و البته نخواهد توانست من را ملاقات کند
مش حجري تاني وراه علشان غلبت معاه
ديگر به دنبال او نخواهم رفت زيرا من واقعا از او و از کارها و رفتارهايش خسته شدم
وعن نفسي هعود نفسي من دلوقتي ميوحشنيش
و دل خود را نيز راضي خواهم کرد که او ديگر اشتياق ديدن من را ندارد و دلش برايم تنگ نشده است





